ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
24
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اگر ابو جعفر طبرى دربارهء اين نكات انديشيده بود ، بىگمان از نقل آن روايت خوددارى مىكرد . از آن شگفتآورتر اين كه گفته است : پس از اين تبع ، ربيعة بن نصر لخمى به پادشاهى نشست . اين ربيعه ، جد عمرو بن عدى ، خواهرزادهء جذيمه است . عمرو بعد از دائى خود ، جذيمه ، در روزگار ملوك الطوائفى ، نود و پنج سال پيش از پادشاهى اردشير بابكان ، به پادشاهى حيره رسيده بود و در ميان اردشير و قباد نزديك به بيست پادشاه در سلسلهء ساسانيان قرار داشتند . چگونه جد عمرو پس از قباد به پادشاهى رسيد در صورتى كه روزگارى بدين درازى پيش از قباد مىزيسته است ؟ اگر اين رويداد را ابو جعفر طبرى ، به قول خود ، زير عنوان « سخن دربارهء رويدادهاى روزگار قباد » شرح نمىداد ، احتمال مىرفت كه تأويلى در آن است . بعد هم به اين اندازه قناعت نكرده و ، پس از شرح لشكر - كشى تبع ، گفته است : او قباد را كشت و شهرهاى وى را گرفت . اما ابن اسحاق مىگويد : از تبابعه ، يعنى شاهان يمن ، كسى كه به سوى مشرق لشكر كشيد تبع اخير بود و منظورش از « تبع اخير » آخرين تبعى است كه به مشرق رفت و شهرهايى را گشود . ابن اسحاق و ديگران ، همچنين ، مىگويند : پس از در گذشت پادشاهى كه به شهرهاى شرقى دست يافت ، عدهاى ديگر از تبابعه سلطنت كردند و بعد ، از ميان رفتند و تا مدتى دراز كار يمن بيسر و سامان بود تا حبشيان به طمع تصرف يمن افتادند و بدان سرزمين تاختند . شگفتا ! اگر آن تبع كه لشكر كشى به مشرق كرده در